زندگی خیلی سخته ... همه جوره. چه تو کشور خودت باشی، چه بخوای کار گیر بیاری، چه بخوای زمینه کاریتو عوض کنی، چه بخوای مهاجر باشی ...
زندگی خیلی سخته وقتی هشت سال توی فرهنگ دیگه، با آرامش زندگی کردی، طعم زندگی آروم رو با حال و حولش چشیدی، طعم کار خوب، احترام بدون آشنا داشتن، کار بدون روابط و غیره وذلک رو چشیدی، وقتی طعم بالا بودن بر اساس تواناییهاتو چشیدی و نیازی به پارتی بازی و آشنا دیدن رو ندیدی ...
زندگی خیلی سخته، به قول یکی از رفقا سگ شاشیده به زندگی ... سهم ما هم بوش بوده انگار . ...
زندگی کلا سخته، حالا ما هم هی سختترش میکنیم... مرض داریم دیگه، جز این چیز دیگه ای یاد نگرفتیم انگار....
Popular Posts
-
Working in the Office and tired of PROCRASTINATION I am carrying out for months and months, Surfing around in facebook and refreshing the pa...
-
مامان میگه تهران یک هفته است داره بارون میاد. نمیدونی چه خبره! این شهرهم که بارون بیاد فلج میشه، آدم از زندگی میافته بیبیسی یک آلبوم عک...
Saturday, 10 January 2015
سخت! سرو ملی؟!
Subscribe to:
Posts (Atom)